تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
techtip
تراوین




غزل بانوی شعرا تو... s
به وبلاگ ما خوش آمدید - لطفا صفحه را تا پایان مشاهده کنید
غزل بانوی شعرا تو...
هزارتا قافیه راهه، شب و طعم غزل تا تو


هزار تا واژه درگیره که بنویسه منو با تو



مداد و خط خطی هایی که از حس تو لبریزن


من ِ دیوونه ی شاعر، غزل بانوی شعرا تو



داره حک می کنه هر شب شبیه من یه دیوونه


رو هر دیوار این خونه غرور ناب چشمات و



بیا محکم بگیر دستامو شاید آخرین باره


شاید این آخرین باره شاید امروز، فردا... تو



داره آهسته آهسته کسی انگار می دزده


تموم عاشقی هامو, تو و دیوونگی هات و



شب و این التهاب و آبی خودکار و یک سیگار


نمی فهمه کسی انگار این احساس و حتی تو



چه سخته باورش اما نمی خوان مال هم باشیم


نمی دونن با این دوری یا من رو می کشن یا تو



دوباره حس سنگینی شبیه بغض... تنهایی...


دیگه چیزی نموند از من، ته این شعر...


                                                                                   امضا: تو...

برچسب ها :
| لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | امتیاز :
rss نوشته شده در تاریخ 19 شهریور 1389 و در ساعت : 09:00 - نویسنده : علی باقری
آخرین مطالب نوشته شده
  • تکرار ارزوها بر باد رفته...
  • برای حنای دستهایت...
  • از خیالم رفتنی نیست...
  • و چقدر تو در خیال من مهربان بودی...
  • بخند
  • دوباره باران و دوباره تو ...
  • 1391 همان سالی که باید فراموشت کنم ...
  • نه اما تو که رفته بودی از پیشم...
  • سیمین عزیز دنیا دلگیر است بی تو و جلال...
  • چرا از ياد كودكان كوچه‏ ما نمي‏روي...؟
  • کاش ان روزها نبود...
  • به گوشت میرسه روزی...
  • یک دقیقه سکوت...
  • تو برای همیشه دیر کرده ای...
  • من خیلی کم طاقتم...
  • سالگرد نزدیک شدن دستهایمان به هم....
  • من می فهممت ، درکت میکنم !!!
  • کمی دیر به خواب من امدی ...
  • یاد من باش....
  • تو نیستی
  • Copyright © 2010 by http://mosafer.samenblog.com