من خیلی کم طاقتم...
وقتی همه ی وجودم از دلتنگی برای تو داشت درد میکرد
تو داشتی لبخند میزدی...!!
اما نه برای من !
وقتی داشتی میرفتی
پنجره های اتاقم را بستم
من خیلی کم طاقتم
باور کن...
پی نویس : این روزها دارم سکوتم را پست میکنم .... خیلی ها مثل تو وقتی چیزی نمیگویم فکر میکنند نیستم !!
تو داشتی لبخند میزدی...!!
اما نه برای من !
وقتی داشتی میرفتی
پنجره های اتاقم را بستم
من خیلی کم طاقتم
باور کن...
پی نویس : این روزها دارم سکوتم را پست میکنم .... خیلی ها مثل تو وقتی چیزی نمیگویم فکر میکنند نیستم !!
برچسب ها : من خیلی کم طاقتم...,سوکهریز
| | | لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | | امتیاز : |
نوشته شده در تاریخ 20 بهمن 1390 و در ساعت : 07:54 - نویسنده : علی باقری