به گوشت میرسه روزی...
به گوشت میرسه روزی که بعد از تو چی شد حالم
چه جوری گریه می کردم که از تو دست بردارم
نشد گریه کنم پیشت نخواستم بدشه رفتارم
نمی خواستم بفهمی تو که من طاقت نمیارم
دلم واسه خودم می سوخت برای قلب در گیرم
یه روز تو خندهات گفتی تو می مونی و من میرم
سرم رو گرم می کردم که از یادم بره این غم
ولی بازم شبا تا صبح تو رو تو خواب می دیدم
نمی دونستی اینارو چرا باید می فهمیدی
منو دیدی ولی یک بار ازام چیزی نپرسیدی
برچسب ها : به گوشت میرسه روزی...,سوکهریز
| | | لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | | امتیاز : |
نوشته شده در تاریخ 2 اسفند 1390 و در ساعت : 08:42 - نویسنده : علی باقری