صدایم کن اه ای ناجی ترانه های جاویدان...
دستهایم برایت شعر می نویسند
اما تو هرگز نخواهی خواند...
اتش عشق در چشمانم غوطه می زند
ولی تو هرکز نخواهی دید...
نه تو هرگز مرا نخواهی فهمید...
و من با این همه اندوه از کنارت خواهم گذشت
و باز تو درکم نخواهی کرد
مرا صدا کن
وقتی میخواهم تو را در میان کوهستان صدا کنم
مرا صدا کن
به خاطر قوانین عاشقانه جهان
صدایم کن
تا شبیه افتاب شوم
صدای تو عشق و لبخند است...
صدایم کن
تا از گیا هان عبور کنم
صدایم کن اه ای ناجی ترانه های جاویدان...
صدایت نازکتر از دل پروانه ها ست
لب هایت در تخیل من می جنبند
صدایم کن...
صدایم کن...
برچسب ها :
| | | لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | | امتیاز : |
نوشته شده در تاریخ 25 مهر 1389 و در ساعت : 04:34 - نویسنده : علی باقری