شانــههای غـرورت تــشنه هـــق هـــق اســت...
حتــی غریبــهها میدانند
کــه شانــههای غـرورت
تــشنه هـــق هـــق اســت...
حتــی میدانند
که بــاید پلکهــایت را
دوســت داشــت...
دستانم هنوز بوی آخرین غزل عاشقانه ات را میدهد
و چشمانم در کورسوی جاده های قلبت
به دنبال لحظه آغازین دیدار میگردد
نگاه کن لبانم شکل اسم تو را
از لابلای برگهای زرد و نارنجی میدزدد
و سالهای کودکی از دست رفته ام
برای پیدا کردن عروسک دست و پا شکسته
هورا می کشند
من اما ....بی آنکه بدانم کیستم
ثانیه های با تو بودن را
شماره می کنم و
به سالهای بی تو بودن
پوزخند می زنم...
راستس دردودل با تو چقدر زیباست
رفیق رویاهای من...
راستس دردودل با تو چقدر زیباست
رفیق رویاهای من...
برچسب ها :
| | | لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | | امتیاز : |
نوشته شده در تاریخ 23 آبان 1389 و در ساعت : 03:04 - نویسنده : علی باقری