به وبلاگ ما خوش آمدید - لطفا صفحه را تا پایان مشاهده کنید
1391 همان سالی که باید فراموشت کنم ...
سال 1389 همان سالی که فکر کردم تو امده ای تا برای همیشه بمانی ... همان سالی که دفتر خاطراتم پر شد از نام تو... یاد همان روز اول همان شبی که نوشتم " دوستت دارم دوستت دارم چیز دیگری بلد نیستم جز اینکه بگوییم خیلی دوستت دارم امروز امدیو کاش همیشه تو را داشته باشم... "

در اخرین روزهای سال 1390 بود که تو را با تمامی ارزوها به خاطره ها سپردم همان سالی که تو فهممیدی که دوستت دارم اما خیلی دیر ... وقتی که تصمیم رفتنت خیلی جدی شده بود ...

سال 1391 حالا تو را نمیشود پیدا کرد جز در دفتر خاطراتم ... از امسال سالهایم بدونه تو ...


برچسب ها : ,
| لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | امتیاز :
rss نوشته شده در تاریخ 1 فروردین 1391 و در ساعت : 08:49 - نویسنده : علی باقری
آخرین مطالب نوشته شده
  • تکرار ارزوها بر باد رفته...
  • برای حنای دستهایت...
  • از خیالم رفتنی نیست...
  • و چقدر تو در خیال من مهربان بودی...
  • بخند
  • دوباره باران و دوباره تو ...
  • 1391 همان سالی که باید فراموشت کنم ...
  • نه اما تو که رفته بودی از پیشم...
  • سیمین عزیز دنیا دلگیر است بی تو و جلال...
  • چرا از ياد كودكان كوچه‏ ما نمي‏روي...؟
  • کاش ان روزها نبود...
  • به گوشت میرسه روزی...
  • یک دقیقه سکوت...
  • تو برای همیشه دیر کرده ای...
  • من خیلی کم طاقتم...
  • سالگرد نزدیک شدن دستهایمان به هم....
  • من می فهممت ، درکت میکنم !!!
  • کمی دیر به خواب من امدی ...
  • یاد من باش....
  • تو نیستی
  • Copyright © 2010 by http://mosafer.samenblog.com