تو برای همیشه دیر کرده ای...
گره ی موهایت همان گره ای خواهد بود
که هیچوقت به دستان من باز نخواهد شد...
باید باور کنم
تو برای همیشه دیر کرده ای....
که هیچوقت به دستان من باز نخواهد شد...
باید باور کنم
تو برای همیشه دیر کرده ای....
زخم از زبان تلخ تو خوردن روا نبود
تقدیر ما به تلخی این ماجرا نبود
هرگز نشد که خانه ی باران بنا کنیم
سنگ بنای عشق که هم سنگ ما نبود
بانو! نگو که طالع ما را خدا نخواست
آجیل بوسه های تو مشکل گشا نبود!
یک عمر پا به پای غمت اشک ریختم
در هیأتت همیشه غذا بود،جا نبود!
غیر از من و نگاه در آیینه هیچکس
در سوگ چشم های تو صاحب عزا نبود
از من گذشت دختر باران! ولی بدان
این رسم عشق بازی پروانه ها نبود
با آخرین قطار از این شعر دل برید
مردی که هیچ وقت برایت "خدا نبود"
برچسب ها : تو برای همیشه دیر کرده ای...,سوکهریز
| | | لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | | امتیاز : |
نوشته شده در تاریخ 21 بهمن 1390 و در ساعت : 11:32 - نویسنده : علی باقری